الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
375
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
صَبَأَ نابُ البعير : وقتى است كه دندان شتر ، نيش زده و ظاهر شد . كسى كه - صابئين - را - صابين - بخواند ، حرف همزه را انداخته است ، مثل آيه : ( لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطُونَ - 37 / حاقّه ) كه همان - خاطئون - يعنى خطاكاران است . و نيز گفته شده بلكه واژه - صَابِئُونَ - از صَبَا ، يَصْبُو - است ( با تخفيف همزه ) . در آيات : ( وَ الصَّابِئِينَ وَ النَّصارى - 69 / بقره ) ( وَ النَّصارى وَ الصَّابِئِينَ - 62 / بقره ) . صحب : الصَّاحِب : ملازم و همراه ، چه انسانى باشد يا حيوانى يا مكانى يا زمانى . و فرقى نيست كه مصاحبت ، و همراهى جسمانى و با بدن باشد كه اصل همين است ولى بيشتر مصاحبت با توجّه و عنايت و همّت است ، و بر اين اساس شاعر گويد : لئن غبت عن عينى * لما غبت عن قلبى ( اگر از چشمم غايب شدى از دلم غايب نشدهاى ) . واژه مصاحبت و همراهى در عرف به كار نمىرود مگر در بارهء كسى كه همراهى و
--> من دين قريش الى دين الاسلام - ( النّهايه ج 3 / 3 - تفسير كبير 3 / 105 ) . صاحب مجمع البيان با نقل قولهاى مختلف در اين باره مىنويسد : قتاده مىگويد - صابئين - قومى معروف و شناخته شده هستند و دينى مخصوص به خود دارند و يكى از ويژگيهاى آنها اين است كه ستارگان را پرستش مىكنند و بزرگ مىشمارند و به صانع عالم و خداوند اقرار دارند همچنين به معاد و به بعضى از پيامبران . سدّى مىگويد : صابئين طايفهاى از اهل كتابند كه زبور داود را مىخوانند . خليل مىگويد : دين آنها شبيه به دين نصارى است و خود مىگويند كه ما بر آئين نوح هستيم . ابن زيد مىگويد : اينان داراى يكى از اديان جزيره موصل هستند كه عبارت - لا إله الّا اللّه - را قبول دارند . گروهى ديگر گفتهاند : اينان از اهل كتابند و فقها گرفتن جزيه را از آنها اجازه دادهاند . سپس شيخ طبرسى مىنويسد - و عندنا لا يجوز ذلك لانّهم ليسوا باهل كتاب - يعنى چون صابئين اهل كتاب نيستند جزيه از آنها جائز نيست . ( ج 1 / 126 مجمع البيان ) .